تبليغاتX
My Love Animals

My Love Animals

 

تاسيس شد

  وب جديد تاسيس شد هركس آدرسش رو ميخواد كامنت بزاره تا بعد براش آدرس رو خصوصي بزارم.


  + نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390 ساعت 8:17 PM  By persian cat 
.

به زودي اسباب كشي ميكنيم...

   به زودي از اين وبلاگ به جاي ديگري اسباب كشي ميكنيم!منتظرمان باشيد:)
  + نوشته شده در  جمعه 3 تیر1390 ساعت 1:3 PM  By persian cat 
.

جهت خالي نبودن عريضه...

  

سلام بچه ها خوبيد؟مرسي از اونايي كه ميان بهم سر ميزنن وبا وب آپ نشده برخورد ميكنن!!!خوب يه چيز مختصر بگم كه خيلي از رخ داداشون ميگذره:

لوسي رو آورده بودم يه دور روز پيشم باشه بعد بدمش به دوستم باز از شانس من اون روز كه بايد تحويلش ميدادم دوستم اس ام اس زد كه اون روز تا شب بيرون فردا ببرمش!!!همون روز با جيمي تو حياط بازي ميكرد وبابا هم تو حياط بود يه ديقه نشد كه بابا اومد تو من اومدم برم تو حياط لوسي رو بيارم كه صداي جيغ شنيدم و...:(( گربه لوسي رو برد!!!كلافه شدم كه جواب دوستم رو چي بدم فرداش اس زد كه لوسي چطوره خوهرم زنگ زد ماجرا رو براش گفت اونم كلي گريه كرد منم شرمنده!!!:(تصميم گرفتم يكي ديگه براش بگيرم جديده 4-5 روزي پيش خودم بود خيلي جيگر بود فقط دلت ميخواست بخوريش:-X برديشم دكتر واكسن زد موقع واكسن بهش شوك وارد ميشد چند شب بعد دوستم زنگ زد گفت يوكو(اسم اين يكي يوكو بود)حالش بده افتاده كف قفس:( منم از دوستاي پرشين پتي كمك خواستم اما ديگه دير شد وسه ساعت بعد يوكو خوشگله هم مرد:((

اين اتفاقا تو دي افتادن وتوي بهمن ماه ندي عزيز من جيگر من بعد از 19 روز بيماري رفت پيش خدا:(( =(( خيلي عذاب كشيدم و ميكشم احساس ميكنم تو نگهداري ندي قصور كردم اميدوارم ندي منو ببخشه:((

نميدونيد عزيز دلم چقدر زجر كشيد تو اون 19 روز و من هرروز ميديدمش واز درون خورد ميشدم اما مطمئنم مقصر دكتر بود اون به دخترم يه آمپول زد پشت گردنش و نزديك مقعدش گفت ويروس عصبي داره آخه دخترم اصلا كنترل نداشت مدام ميخورد زمين ديگه اختيار ادرار هم نداشت:((

از عصر اون روز عزيز دلم  مثل يه تيكه گوشت افتاده بود كف قفس ديگه نه ميتونست بلع كنه ونه دفع بدن سردش رو تو دستام گرفتم با سرنگ بهش شير برنج ميدادم اما جيگرم نميتونست بخوره ومياورد بالا:(( فرداي اون شب ديگه طاقتم تموم شد نميخواستم دخترم بيشتر زجر بكشه خودم دعا كردم و به دوستامم گفتم دعا كنيد كه ندي من امشب راحت شه.همون شب خوابش رو ديدم كه ندي من حالش خوب شده وداره تو خونه ميدو صبح كه بلند شدم فهميدم كه فرشته كوچولوم پر كشيده واين خواب نشونشه سريع رفتم سر قفسش و ديدم كه...ندي كوچولوم با بدن سرد وخشك شدش كف قفس به خواب ابدي رفته:((داغون شدم خيلي داغون شدم من مقصرم من من تو نگهداري از ندي كوتاهي كردم

ندي منو ببخش:((

لوسي وقتي آوردمش پيش خودم و...

ندي ولوسي:

ندي:

از يوكو كوچولو بعدا عكس ميزارم.ببخشيد كه ناراحتتون كردم...:(



  + نوشته شده در  چهارشنبه 7 اردیبهشت1390 ساعت 7:5 PM  By persian cat 
.

كو قالب؟؟؟؟؟

   قالبمان را سگ برده يا بلاگفا برده؟يادمان مي آيد يك قالب زيبا داشتيم كه در حال حاضر به تاراج رفته!!!خاك بر سرت كنند بلاگفا كه هميشه خدا تركيده ايي.
  + نوشته شده در  چهارشنبه 24 فروردین1390 ساعت 6:2 PM  By persian cat 
.

همه چيز حل شده فقط مشكل سگ ها باقي مونده بوده!!!

  

  مجلس برای سگ‌بازی تصمیم می‌گیرد 

با الحاق یک ماده به قانون مجازات اسلامی
مجلس برای سگ‌بازی تصمیم می‌گیرد

شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۷
کد مطلب : 779


به گزارش فرارو؛ نمایندگان مجلس در مقدمه توجیهی این طرح نوشته اند: «یکی از معضلاتی که در سالیان اخیر در کشور اسلامی‌مان بروز پیدا کرده و متاسفانه به صورت علنی در شهرهای بزرگ دیده می‌شود، نگهداری از حیوانات و به خصوص سگ و گرداندن آن‌ها در خیابان‌ها و معابر عمومی است. این مسئله به خصوص در کلان‌شهرهایی مانند تهران بیشتر مشاهده می‌شود».

این مقدمه می‌افزاید: «رواج سگ‌گردانی و نگهداری از آن علاوه بر مضرات بسیار زیاد بهداشتی و زیان‌آور بودن برای سلامت عمومی، یک معضل فرهنگی-اجتماعی و نوعی تقلید کورکورانه از فرهنگ مبتذل غربی است. لذا جهت جلوگیری از روند فزاینده سگ‌گردانی در معابر و نگهداری از آن در آپارتمان‌ها و منازل طرح زیر تقدیم مجلس شورای اسلامی می‌گردد.

بر اساس این طرح، که یک ماده به قانون مجازات اسلامی الحاق خواهد کرد، گرداندن حیوانات خطرناک یا حیواناتی که مضر برای سلامت عمومی بوده یا نجس‌العین می‌باشند از قبیل سگ در اماکن و معابر عمومی و وسائط نقلیه ممنوع است و مرتکب علاوه بر جزای نقدی از یک میلیون ریال تا ۵ میلیون ریال به ضبط حیوان مذکور محکوم می‌گردد.

این ماده می‌افزاید نگهداری حیوانات مذکور در آپارتمان‌ها ممنوع و درمنازل مسکونی چنانچه موجب نارضایتی هر یک از ساکنین گردد، ممنوع است. این طرح به وزارت بهداشت ماموریت می‌دهد تا فهرست حیوانات خطرناک و نجس‌العین (علاوه بر سگ) را تهیه نماید.

این طرح به صورت عادی در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفته و به امضای ۳۹ تن از نمایندگان مجلس رسیده است.

پ.ن:الان همه چيزمون اوكي شده وسرجاشه فقط معضل مملكتمون سگ نگهداشتنه!!!


  + نوشته شده در  شنبه 7 اسفند1389 ساعت 5:7 PM  By persian cat 
.

سري اول عكساي عزيز دلم لوسي خوجگله...

  

سلام به همگي خوبيد بچه ها؟شرمندم كه نميتونم بهتون سر بزنم آخه بدجوري گير انجمن هاي حمايت حيوانات هستم!!اومدم عكس جيگرطلام رو بزارم كه اسمش لوسي و از اونجا كه خونواده اصلا من رو درك نميكنن مجبور شدم 15آبان بدمش به دوست گلم سارا كه همشهريمه واز دوستاي انجمن.اين جيگر من ظاهرا نژادش(dwarf hotot)هست وخيلي نازه اگه ميزاشتن پيشم بمونه مطمئنم حسابي دستي وتربيت شده ميشد نه مثل جيمي كه اصلا حرف گوش نميده.اين شما اينم عكساي جيگر من لوسي:

يونجه ميخولم:دي

اون پشت چه خبره؟؟؟؟

هوم اصلا باهات قهرم ماماني:(

اين چيه ماماني؟

ببينيد چه نازم!!!

خوب فعلا نميتونم بيشتر عكس بزارم اينارو داشته باشيد تابعد.

پ.ن:بچه ها دعا كنيد جيمي چيزيش نشه وبه خوردن يونجه عادت كنه اخه به بيماري دندون گريد 1 مبتلا شده اگه پيشگيري نشه عواقب بدي داره:(( واگر به گريد 3 برسه...نههههههههههه خدا نكنه:((


  + نوشته شده در  شنبه 27 آذر1389 ساعت 2:41 AM  By persian cat 
.

وحشتناكترين ودردناكترين درد براي يك گاو...

  درحالیکه در اکثر نقاط جهان ، احترام به حقوق حیوانات روز به روز بیشتر و فراگیر تر می شود و ضرورت احترام به دیگر ساکنین زمین هر روز بیشتر و بیشتر حس می شود ، هستند مردمانی که در جهت مخالف حرکت می کنند و با سنت ها و رسومات زشت و غیر اخلاقی خود ، لکهء ننگی بر نام بشریت هستند. سنت ها و رسوماتی که نه تنها به هیچ عنوان در چهارچوب مدنیت و انسانیت نمی گنجد ، بلکه هیچ یک از ادیان الهی نیز آنها را تایید نمی کنند.

شاید آنچه در یکی از بخش های کوچک کشور آفریقای جنوبی در جریان است زشت ترین و وحشیانه ترین این رسومات باشد. گاو نری که در پستوی یک طویله ، آخرین ساعات عمر خود را می گذارند هیچ نمی داند که بزودی قرار است دردناک ترین و وحشتناک ترین مرگ ممکن را تجربه کند. مرگی چنان دردناک و دلهره آور که توریست های اروپایی که شاهد این مراسم بودند را به حالت تهوع وا داشت.

در شهر Zulu monarchy در استان KwaZulu-Natal ، هر ساله جشنواره ای برگزار می شود به نام جشنوارهء Ukweshwana یا میوه های تازه. این مراسم که در ماه دسامبر (ماه میلادی که در آستانهء آن قرار داریم) برگزار می شود شامل مراسم گونانگون است . اما وحشتناک ترین بخش مراسم ، مراسم کشتن گاو نر با دستان خالی است. کشتن این گاو مفلوک صرفا باید از طریق شکنجهء او با دستان خالی انجام شود و استفاده از هرگونه آلات و ابزار برای کشتار او ممنوع است!

مراسم به این صورت آغاز می شود که 40 مرد بالغ باید گاو نری را که قبلا برای این کار تعیین شده، به محل قتلش بیاورند. سپس هر 40 مرد روی گاو میفتند و او را به زمین می اندازند. دو تن از مردان با تلاش فراوان دهان حیوان را به زور باز می کنند و مرد سوم باید زبان گاو را از دهانش محکم گرفته و به شدت بکشد به شکلی که زبان حیوان پاره پاره شود و از حلقومش کنده شود !!!! کندن زبان گاو گاهی اوقات چند ساعت طول میکشد و در تمام طول این مدت گاو مفلوک فریاد می زند. کندن زبان باید فقط با دستان خالی انجام شود.
گاو بیچاره که از ترس تمام بدنش می لرزد با دهان خونی عربده میکشد و تلاش می کند تا فرار کند ، اما این تازه اول کار است.

بعد از کندن زبان گاو و قرار دادن زبان در کناری، نوبت چشم هاست. با شیئی تیز دو چشم گاو را کاملا تخلیه می کنند!! جهانگردانی که این مراسم را به چشم خود دیدند این صحنه ها را وحشتناک ترین تجربهء عمر خود می دانند. حالا گاو کور شده و تمام چهره اش خونی شده ولی هنوز تلاش می کند خود را نجات دهد و همچنان نعره می زند.

در مرحلهء بعد همان کسئ که زبان گاو را کنده و چشمانش را کور کرده ، بیضه های گاو را گرفته و چندین دور میپیچاند ، و سپس به هم گره می زند. سپس مقدار زیادی شن را به زور وارد نای و شش های گاو می کنند. بعد شاخ های گاو را گرفته و سر گاو را به زور به اندازهء 180 درجه میچرخانند تا گردن گاو بشکند! حالا گاو در حال احتضار است و بعد از نزدیک به دو ساعت شکنجه و اضطراب و ترس ممتد ، آخرین لحظات زندگی خود را می گذراند. در این مرحله مردان بر روی جسد او می ایستند و با شدت بر بدن او می کوبند و لگد می زنند و در همین حال هلهله و پایکوبی می کنند و فریاد شادی و خنده سر می دهند ! آنها باید اینقدر به این کار ادامه دهند تا گاو بمیرد و سپس از روی جسد او پایین میایند !

اینها همه برای اثبات شجاعت و قدرتمندی مردان قبیله است. اما این وحشی گری ها هیچ ارتباطی با شجاعت یک انسان ندارند. این مراسم حداقل دو ساعت و گاهی تا چندین ساعت طوی می کشد. تصور درد و رنج و ترس و اضطراب گاو در زمانی که با او اینگونه برخورد می شود غیر ممکن است.

این توحش باید متوقف شود. فعالین حقوق حیوانات در آفریقای جنوبی خواستار توقف این سنت نکبت بار هستند ، اما ساکنین Zulu monarchy میگویند این سنت دیرین و قدیمی اجداد ماست و ما دست از این مراسم برنخواهیم داشت.

با امضاي اين پتيشن به اين رسم غلط پايان دهيد.


  + نوشته شده در  دوشنبه 8 آذر1389 ساعت 5:38 PM  By persian cat 
.

تولد غم انگیز...

  20سال پیش در چنین روزی،یعنی 22 شهریور 1369 یه دختر کوچولو دنیا اومد اما دختر کوچولو خفه شده بود چون بند نافش پیچیده بود دور گردنش ویه جورایی مرده بود.بعد از اینکه بند ناف رو از دورگردنش باز کردن هنوزم دختر کوچولو توحالت خفگی بود برای همین پرستارا دست به کار شدن واون دختر رو به صورت برعکس گرفتن و اونقدر به پشتش زدن تا صدای گریه دختر کوچولو بیمارستان رو فرا گرفت واون دختر زنده شد اما الان اون دختر کوچولو که حالا 20سالش شده شاکیه،از دست پرستارا شاکیه که چرا اون رو احیا کردن ونزاشتن بمیره،نزاشتن چشمش به این دنیای پر از بدی نیوفته،نزاشتن تو اوج پاکی ومعصومیت بمیره،اونا اون رو به زور زنده کردن،مجبور ومحکومش کردن به زندگی تو این دنیا.حالا اون یه دختر 20 سالست که وجودش پر از غم ومدام آرزوی مرگ میکنه.

دختر کوچولوی 20ساله تولد غم انگیزت مبارک

پ.ن:همیشه وقتی حدودا 13،14 ساله بودم فک میکردم 20 سالگی چه سن خاص وجالبیه.تو 20سالگی واقعا بزرگ میشه وهمه به عنوان یه شخص محترم نگات میکنن اما الان فهمیدم که همه این تصورات اشتباست.الان هیچ حسی ندارم.انگار نه انگار که 1سال به سنم اضافه شده،دل خوشی ندارم تو این روز کذایی.الان چشمام پر اشک،کاش میزاشتن همون موقع بمیرم،کاش کاش کاش.

پ.ن:از تحریم خارج شدم.
  + نوشته شده در  دوشنبه 22 شهریور1389 ساعت 2:28 PM  By persian cat 
.

زنده ام اما در تحريم وبي حوصله...

  سلام بچه ها خوبيد؟من زنده ام همچنان اما حوصله آپ ووبگردي ندارم.در ضمن تو تحريم کام هستم والانم با لب تاپ داداشی اومدم.فعلا بای تا های
  + نوشته شده در  شنبه 20 شهریور1389 ساعت 6:52 PM  By persian cat 
.

  


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  سه شنبه 2 شهریور1389 ساعت 3:48 PM  By persian cat 
.

دندون پزشکی2...

  

 


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  چهارشنبه 13 مرداد1389 ساعت 12:51 PM  By persian cat 
.

دندون پزشکی...

  

سلام خوبید؟

*بعد از 6،7ماه بالاخره رفتیم دندون پزشکی با مامان(داداشی هم قرار بود بیاد 4شنبه که وسط راه خواهری زنگید گفت دکی نیست برگشتیم.5شنبه هم زنگ زدیم دکی نبود الانم که دیگه پسر کوچولو از 7صبح تا 7 عصر سرکاره)دندون پزشکی واعمالش جای حوصله سر بری آدم کلافه میشه دوساعت بشینی تو نوبت موقعی هم که میری که رو دندونات کار انجام بشه حوصله ات سر میره و خسته میشی.چقدر گرونه!!!!!!!!!!!!!عکس opg دندون نفری 8تومن.چه جای وحشتناکی هم بود رادیولوژی دندونه!انگار این مسافرخونه های 50 سال پیش کارکناش هم وحشتناک وعبوس بودن وییییییییییییییییییییی یه جوری شدم.جلیقه که میکنن تن آدم فک کنم وزنه توش خیلی سنگین!مثلا واسه جلوگیری از اثابت اشعه ایکس به بدن.مامان یه دندونش رو که چرکی وعفونی شده بود کشید منم باید دوتا دندون رو جرم گیری وشاید یکیش رو به جای جرمگیری عصب کشی کنم بعدم طی 1یا2 عمل جراحی دندونای عقل فک پایینم رو که نمیتونن در بیان وبه بقیه دندونا فشار میارن از جا در بیارم خوب من نمیخوامــــــــــــــــــــــم درد داره!کی تا حالا این کارو کرده؟به من بگه وحشتناک؟درد داره؟دندونای بالاییم روهم بعدا که در اومدن میکشه البته یکیش یه نمه در اومده.عصب کشی دندونای عقب 150تومن جلو 100 تومن اونوقت یه خانمه اونجا بود میگفت درمانگاه 17تومن!!!!!!فک کنید!!!!!!!خیلیه هااا ماشالله وضعشون توپه این متخصصا تازه زنشم دکتر زنان زایمان این دکیه خلاصه حسابی پول پارو میکنن.


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  یکشنبه 10 مرداد1389 ساعت 4:6 PM  By persian cat 
.

یه تازه وارده دیگه...

  

سلام جیگمیلیا خوفین؟خوش میگذره حسابی؟

1*جیمی رو بردم واسه واکسنش،گربه ایی که گفتم خانم چادریا آوردن هنوز اونجا بود زیر سرم تو سبد،یه هفته تمام اونجا بود و احتمالا بازم باید میموند.دکی گفت خیلی پیر و 10سال سن داره،هرچی میرفتم جلوی سبد میگفتم پیشی نگاه نمیکرد همش نگاهش خیره به جلو بود طفلی،بعد از کلینیک هم رفتم پارچه مشکی برای شلوار بگیرم چون ... باهام بود حوصله ام نشد زیاد بگردم واسه همین پارچه مزخرفی گیرم اومد!کثافت آشغال نشسته تو کلینیک بحث بیخود میکنه بی فرهنگ عوضی.آبروی آدم رو میبره.

2*داداش مرودشتیم  با خانمش جمعه اومدن خونمون من وندی هم عصرش باهاشون رفتیم مرودشت تا دوشنبه یعنی دیروز عصر.بابا این مرودشتیا چه خوشگلن لامصبا!!!من فک میکردم آدمای سیاه سوخته وبدتیپی هستن اما اکثرا سفید با موهای رنگ روشن وچشمای رنگی بودن من جلوشون کم آوردم به شخصه!!!!!یکشنبه شب رفتیم بیرون واسه شام ندی رو هم بردیم کلی عشق کرد بچه یه چاله عمیق کند کل سرو هیکلش گلی شده بود خونواده کناریمون موقع دیدنش هی نگاهمون میکردن ما هم محل نزاشتیم(یه زودپز با خودشون آورده بودن فک کنم میخواستن آبگوشت بخورن!)وقتی نزدیک خونه از تاکسی پیاد شدم وندی هم دستم بود ویژژژژژژژژژتا زانو رفتم تو جوب وپام گیر کرد بین میله های پل!پامم کثیف شد حسابی اعصابم خورد شد پر لجن بود جوب،خدارو شکر کردم ندی نیوفتاد داخل وگرنه باید قیدش رو میزدم دیگه!پام درد گرفته بود خونه که رسیدم چک کردم دیدم بعلههههههههههههههههه دوطرف زانوی چپم داغون شده بخصوص قسمت داخلیش کبود شده،الان شده مثل خال کوبی،شبیه یه پیرمرد با ریش نسبتا بلند ودماغ عقابی!!!زن داداشم میگفت اونا که نگات کردن چشت زدن

*هم اکنون نیازمند کلاس مجسمه سازی میباشیم اما یافت نمیشه!خوب من کلاس میخوام خوب که دیگه که ها!هرچی زنگ میزنم 118 یافت نمیشه!

**هوس دیدن یه خونه رو کردم که حدود 5 سال پیش برای اولین بار دیدمش.خونه ایی که شکل ونماش مثل قلعه است!واقعا محشره!!!توی یکی از کوچه های همت جنوبی.اگه رفتم دیدمش ازش عکس میگیرم میزارم.

***امروز عصر شبکه 2 G-FORCE رو گذاشت افتضاح بود دوبله وصداها با سی دی که من گرفتم فرق داشت مال سی دی خیلی باحال تر بود،بعضی جاهاش رو هم سانسور میکردن با وجود اینکه هیچ مشکلی نداشت(قسمتی که دختر وپسر رفتن خوکچه بخرن)فقط صدای خوکچه موبلند مال خودش بود.خوکچه رو موش صحرایی دوبله کرده بودن همستر رو هم موش خرما!واقعا که...

****خونواده داداش بزرگم امروز اومدن خونمون،برادر زاده هام یه کبوتر ناز بدون دم آوردن(پا پر کاکلی با شاه بالای بلند)ظاهرا نگهبانشون گرفته بوده واسه بچش بچه هم پدر این بدبخت رو درآورده دمش رو کنده سینه اش رو هم زخمی کرده بوده که الان بهتره،رنگش سیاه وسرش ویه لکه روی سینه اش سفید.امیرحسین از جیمی واین تازه وارد فیلم گرفته بود مثل آفریقایی یادش بخیر باهم شوخی خرکی میکردن بقول داداشم کبوتره نوک میزد تو سر جیمی، جیمی هم میجویدش.هنوز اسم نداره چون نمیدونم جنسیتش چیه،خیلی دوست داره بپره همش دور خودش میچرخه.

*****اینم عکس چیزایی که ساختم:مجسمه ها،رویخچالیا

******امروز شیرازی ها یه کیک 313متری پختن توی چمران!خواهرم گزارش کرد که محل کارش اونجاست،احتمالا اخبار استان هم نشون میده.

*******بالاخره ۲۰۱۲ رو دیدم،داداشم از پسر خالم گرفت برام اولش ترسناک بود اگه ۲۰۱۳ هم چنین شه؟توفان خورشیدی با سرعت ۲۰ برابر کاترینای آمریکا!!!!!


  + نوشته شده در  سه شنبه 5 مرداد1389 ساعت 8:28 PM  By persian cat 
.

بچه ها رفتن دکتر...

  

سلام خوبید بچه ها؟دیدید گفت فقط دوتا با معرفت داریم!pickfightsmile.gif : 68 par 38 pixels.

چارشنبه:خواهر وبرادرم 3شنبه رفتن 12 تا دیگه از اون قفسه ها خریدن که دور باغچه رو حصار کشی کنیم،اول قرار بود فنس بگیرن بعد دیدن باید چوبم تهیه کنن بیخی شدن.آخه جیمی از چند هفته پیش باز آزاده وقفسش رو گذاشته بودن تو باغچه دور چند تا گل وگیاهی که سبز شدنmorningsong.gif : 129 par 78 pixels.،اون روز که داداشم اون حصار کوچیک(قفس)رو برداشت جیمی ذوق مرگ شده بودpanicsmiley2.gif : 45 par 28 pixels. رفته بود اونجا هی زمین رو میکند(چاله های کوچیک)وبا میل فراوان افتاده بود به جون درخت انگوری که به خاطر جیمی هنوز کوچیک مونده چون شاخ وبرگش رو میخوره،بعدم رفت سراغ ناز پرپر الوان شروع کرد به لنبوندن.دیگه عصر 4شنبه با خواهرم حصارو درست کردیم(قفسه ها رو افقی گذاشتیم ارتفاع حصار کمتر اینجوری)کشیدیم دور باغچه 4/3 باغچه شد حصار،4/1 اون هم موند واسه جیمی!happytongue.gif : 19 par 26 pixels.روز بعدش جیمی دقیقا وسط حصار نشسته بود!dunnosmiley.gif : 42 par 18 pixels.البته جز چند تا گل چیز دیگه ایی نکاشتیم.


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  دوشنبه 28 تیر1389 ساعت 5:36 PM  By persian cat 
.

بچه های شیطونم...

  

سلام جیگمیلیا خوبین؟تابستون خوش میگذره؟

جیمی نوشت:جیمی خان بازم صبح اومد تو مامانم نتونست بیرونش کنه رفت حمام و من دست به کار شدم فرستادمش بیرون 1مین نشد برگشت تو،دهنم رو سرویس کرد هر چی با دست میزدم نمیرفت منم یه مجله لوله کردم هی میزدم پشتش تا نزدیک در میرفت دوباره دور میزد میومد سر جای اولش کاری کرد که منم عاصی شدم دست به دامن داداشم شدم دیگه دست آخر مبل هارو کشیدم این طرف دیدم بلههههههههههه آقا با خیال راحت دراز کشیده از خستگیمنتظر.عین کتلت پهن شده دیگه زیر بغلش رو گرفتم بردم بیرون دم در هال دیدم داره جفتک میندازه 5سانتی زمین ولش کردم باسنش محکم خورد زمین دردش گرفت فک کنمنگران آخرشم در هال رو بستم شروع کردم به جاروی موهای آقا زیر مبلا وروی جلد فرش لوله شده که زیر مبلا هست،کلی مو ریخته بود.خدارو شکر سگ نداریم وگرنه دهنم سرویستر از این میشد!!!!!دیشب خواب دیدم یه توله سگ گرفتم!اونم من که نسبت به سگ به حد مرگ وسواسم!

 


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389 ساعت 11:4 AM  By persian cat 
.

مهمونای ناخونده رفتن...

  

سلام بچه ها خوبید؟

*دیروز زنگ زدم کلینیک واسه کبوتر گفت باید معاینه شه منم تو خرج ندی وجیمی موندم واسه این پول نداشتم دیگه، گفتم که پس اندازم رو میدم واسه این دوتا خانواده نمیدونن هزینه واقعی چقدر.دیگه دیشب بابام برد جفتشون رو پس داد به یارو بهشم گفته بود بچه ها درس دارن وقت نمیکنن رسیدگی کنن شماره کلینیک رو هم که دادم بابا که بهش داد امیدوارم ببرتش دکتر طفلی متوجه شدم به خاطر وضعیتش تمام مدت حتی موقع خواب هم ایستاده و اصلا نمیتونست بشینه!خیلی هم از جیمی میترسیدن همون شب جیمی اومد نزدیک قفس این دوتا از ترس خودشون رو کوبیدن به دیواره قفس،جیمی خان که حدود ساعت 30/8 میره زیر تشت روییش میخوابه دیروز که اینا زیر تخت بود بست اومد نشست زیر تخت اون بیچاره ها هم رفتن تو آفتاب!!!!

**جمعه رفتیم تولد پسر پسر خالم من اولین بار بود حضوری میدیدمش!بامزه بد صورتش تپلی بدنش لاغر همش میگفت دائو بائو!منظورش از دائو دایی بود اما بائو رو نمیدونم.چه خاله خلاقی داشت رفته بود تو اینترنت کلی عکس کارتنی سرچ کرده بود بعد پیرینتشون کرده بود بعدم رنگ دست آخرم چسب 5سانتی زده بود روشون وبه روبان آویزون کرده بود!!خیلی باحال بود زن پسر خالم گفت 16 روز گیر بوده.خواهر مزدوجم برگشت گفت بیا یاد بگیر هی ما میگیم تو هم واسه تولد کامی خلاقیت به خرج بده ولی کو؟آخر سرم نفری یه فرفره بهمون دادن اومدیم خونه من وداداشم وخواهر مزدوج وکامی رفتیم فقط،مامان وبابا ولاتمون بودن!

***تعطیلی دیروز وامروز به خاطر گرمی هوا نبوده ونیست بلکه به خاطر افزایش ۷۰٪مالیات واعتصاب فروشندگان وجلوگیری از بحث وگفت گوی مردم.


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389 ساعت 11:45 AM  By persian cat 
.

تازه واردا!غیر عادیه شدیدا...

  سلام بچه ها.یادتون گفتم یکی از همسایه هامون کفتر بازه؟امشب ساعت ۳۰/۱۰ شب بدون هیچ مناسبتی بر داشت یه جفت کبوتر نر وماده به صورت مجانی آورد برامون.یکیشون که فک کنم ماده هست پرهای اطراف مقعدش کنده شده ویه لخته خون اندازه یه کیالک به رنگ روشن از مقعدش آویزون و فک کنم به سختی عمل دفع رو انجام میده چون مدفوعش هم آویزون از لخته!مشکوک یه حسی میگه چون این مشکل رو داشته مجانی آورده داده!!!!!!!!!!!!خدا کنه مشکلش حل شه حیوونکی.
  + نوشته شده در  شنبه 19 تیر1389 ساعت 11:15 PM  By persian cat 
.

گند زدم...

  

سلام خوبید جیگمیلیا؟اومدیم بعد از مدتها آپ کنیم! whistling

کنکور نوشت:واسه کنکور 5شنبه صبح ساعت 11 خیر سرمون بلند شدیم بریم حمام که هم تمیز شیم هم گرممون نباشه که فشار آب در حد مرگ بود،خانم مادر برامون میگو سوخاری درست کردن که خیر سرمون فسفر مغزمون زیاد شه نمیدونستن کسی که چیزی نخونده با فسفر مسفر کارش نمیشه.دیگه حدود 30/1 آژانس گرفتم رفتم حوزم ساختمون 1 علوم 4راه ادبیات بود(سال اول همونجا بودم منتها ساختمون 2 بودم)کیفم رو تحویل دادم رفتم برای بازرسی بدنی زنیکه انقده بد وزشت بازرسی کرد که دلم میخواست یکی بخوابونم تو گوشش زنیکه بیب.دیگه رفتیم سر جاهامون افتضاح گرم بود کولر داشتا اما به جای خنک کردن گرم میکرد مسئولینم تو اون هاگیر واگیر تازه یادشون اومده بود تعمیرش کنن!!!یکی از دخترا میگفت حالا این خوبه پارسال وسط آزمون تازه اومده بودن پرده وصل کنن!!دختر که میگم کاردانی بود سال اول کارشناسی با رتبه 800 فرش یزد قبول شده بود نرفته بود گفتم خیلی احمق بودی چون هم فرش یزد معروف هم یزد شهر خوب وجالبیه هم مردمش و هم اینکه درآمد فرش خیلی خوبه!اهل سیرجون بود خونوادشم نمیدونستن اومده کنکور بده میگفت اگه قبول شدم سوپرایز میشن اگر نه کسی نمیفهمه چه گندی زدم!منم قبل از شروع آزمون یه ریز گیر داده بودم که یه ساعت دیواری بیارید بزنید به دیوار!آخه ساعت خودم یادم رفته بود عادتم دارم به ساعت نگاه کنم.دیگه آزمون شروع شد و ما کلا 60 تا سوال از 260 تارو جواب دادیم حدود ساعت 4،15/4 چشام گیلی ویلی میرفت هیپنوتیزمحوصله هم نداشتم بشینم سر جلسه یا حساب کتاب کنم.تازه همون 65 تا هم چندتاش غلط!دیگه 30/5 اومدم بیرون مثل هرسال دم در کلی چیز میدادن از جمله تخته شاسی مجانی(دیدن ما رشته هنریم دیدن بهترین چیز تخته شاسیه!)دیگه تمم شد رفتم خونه.


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر1389 ساعت 7:5 AM  By persian cat 
.

نیستیم فعلا....

  سلام تا بعد از کنکور موجود نمیباشیم.دعا کنید یه خاکی برسرم بریزم دیگه امسال.بای.
  + نوشته شده در  سه شنبه 18 خرداد1389 ساعت 6:43 AM  By persian cat 
.

همچنان ميزريم...!!!

  

سلام جیگمیلیا خوفین؟

پنجشنبه: پوشیدم برم کلاس وای وای 15مین سر خیابون تو گرما ایستادم تا تاکسی گیرم بیاد خر تب میکرد تو اون گرما(ساعت 30/4 تا 45/4)دیگه رسیدم کلاس مینا تا منو دیده میگه تو چرا این شکلی هستی؟سوالگفتم میگی چیکار کنم هوا گرمه(به قول برادر زاده هام لبو شده بودم بازخجالت)دیگه رفتیم کلاس بهرام یه امتحان 45 تستی ازمون گرفت بعدشم یکم چرت وپرت گفتن وبهرام هی میگفت به نظرم شماها همتون اشتباه اومدید این رشته ها،قبول نمیشید!

 


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  یکشنبه 16 خرداد1389 ساعت 12:58 PM  By persian cat 
.

زر میزنیم...

  

سلام جیگمیلیا خوفین؟خوش میگذره؟Hello

اول از همه روز مادر رو به تمامی مادران عزیز تبریک میگم وامیدوارم که هیچوقت سایه اشون از سر بچه هاشون کم نشه!

مادرم روزت مبارک

*هفته پیش از کلاس ما فقط 5نفر بودیم واسه زبان وبا بچه های کلاسی که بعد از ما بودن همیشه ،توی یه کلاس نشستیم ،آخ که چقدر ور میزدن ماشالله!بهرام نکات مهم رو گفت و بحث سر میزان رتبه شروع شد که من گفتم هنر تا چه رتبه ایی احتمال قبولی داره؟که بهرام گفت ببخشیدا نمی خوام ناامیدت کنم اما هنر خیلی رشته مزخرفیه!یعنی من این شکلی شدم خنثیوگفتم الان من اصلا نا امید نشدما!ساکتبعد از کلاس ازش پرسیدم واسه کنکور زبان برای زبان تخصصی چیکار کنم؟آخه ثبت نام کردم جمع بندیشم خیلی خیلی راحتتر از هنر!گفت تو 1شنبه بیا ازت یه امتحان بگیرم اگه خوب بود که زبان تخصصی رو کمکت میکنم!(بنده همچون بز 3سال پشت کنکور هنر بودم کاش همون سال اول زبان امتحان میدادم)از روز 1شنبه تا دیروز چندین بار زنگ زدم بهش هربار به خاطر یه مشکلی کنسل شد افتاد عقب که دست آخر دیروز گفتم همون پنجشنبه بیاییم بهتره!منتظر(آخه قرار با مینا بریم که مشکلات رو حل کنیم وچیزایی که بهمون نگفته رو بگه)عزیزم یکی از بچه های اون کلاس نابیناست بعد اون هفته که اومده بود سایه چشم ورژ زده بود خیلی ناز شده بود.Heart Smile


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  پنجشنبه 13 خرداد1389 ساعت 3:35 PM  By persian cat 
.

پلاسم...

  سلام خوبین؟چند روز تو انجمن های حیوانات پلاسم عشق میکنم واسه همین دیگه زیاد حصله وب رو ندارم.وقتم نمیشه خداییش اونم با این سرعت افتضاح ودرس خوندن.


  + نوشته شده در  سه شنبه 11 خرداد1389 ساعت 4:42 PM  By persian cat 
.

خواب دیدم...

  

سلام جیگمیلیا خوبین؟من که زیاد خوب نیستم.دیروز خواستم آپ کنم نشد الان اومدم آپ کنم،پریشب دوتا خواب دیدم:

*بازم خواب سارارو دیدم،تویه مجلس ختم بودیم(فک کنم مجلس همین خانم که گفتم دوهفته پیش فوت شد)همش هم سارا صدای من میزد که برم پیشش.تو خوابایی که میبینم یا بهم خیانت میکنه یا التماس واسه آشتی.به نظرتون دلیل این همه خواب چیه؟فک نکنم نشانه سرگرفتن دوستی باشه به دودلیل:1.اون من رو زیر فی به جنس مخالف فروخت،زبان2.دیگه حرمتی بین مادوتا نمونده سری آخر که اس دادیم هرچی از دهنمون دراومد بار هم کردیم.بعدم خداییش آدم مزخرفی کتابای دینیم رو که بهش داده بودم گند زده بود بهشون.یادگاریایی که پیشش داشتم رو گرفتم ازش تا دیگه همه چیز کامل تموم شه.اما بازم میپرسم دلیل این همه خواب چیه؟لطفا جواب بدید بچه ها؟!!


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  پنجشنبه 6 خرداد1389 ساعت 3:4 PM  By persian cat 
.

ناراحتم...

  

*دفترچه کنکورم که کارتای اعتباریم توش گم شده!خیر سرم گذاشته بودم توی کشوی کتابام که مثل پارسال گم نشه که شد!نمیدونم چطور شد.تازه قبل از عید چندبار داداش کوچیکه اس داد کد پستی میخواست من از تو دفترچه بهش میدادم!

*بازم خوندن رو ول کردم.امسالم مالی نمیشم در نتیجه باید باروبندیلم روببندم برم از این خونه!خداییش بابامم گناه داره این همه خرجم کرده.مامانم اونروز گفت خیلی پرخرج بودی توی این چند سال.یا همیشه میگه خرج مدرسه رفتن اون 5تا روهم دیگه به اندازه تو نشد.

*ندی تمام کف دست وپاش زخمی شده وچندتا از دونه های کف پاش هم کنده شده.مریض هی میره تو آبشی کنده کاری،برای همین خواهرم گفت تا چند روز نگیرمش تو دستم.عصر اونروزم که شستمش گذاشتمش توی حوله پوستش یه جوره بدی جمع شده بود چندشم شد خشکش کنم به زور خشکش کردم،یه نقطه تیره هم رو پشتش بود نمیدونم زخم بود یاخال.

*از دیروز تاحالا بدجوری با جیمی در گیرم چون شورش رو در آورده از بس حرص آدم رو در میاره،وقتی میخوام بگیرمش بزارمش تو قفس اعصابم رو خورد میکنه امروز صبح که خواستم بگیرمش نزدیک بود کلش کنده شه دیگه سری کلش رو گرفتم خواست در بره زودی پاش رو گرفتم خلاصه چند بار خواست از دستم در بره نزاشتم انداختمش تو قفس با بدبختی آخرشم کلی مو پخش شد تو هوا ودوتا ضربدر خوشگلم رو ساعدم گذاشت.دیشبم خواستم بگیرمش نزاشت منم وقتی اومدم تو خونه اومد دم در هال با رویه پا هلش دادم عقب اونم بهش برخورد رفت.آخه هی صبح زودکه در هال بازه میاد تو خونه موقعی که مامان داره نماز میخونه بعدشم به سختی میره بیرون واسه همین مامانم شاکیه میگه عصر که آزادش میکنین زود بگیرینش.

*دوروزم هست بامامان قهرم همش وهمش دعوام میکنه که صبح زود بیدار شو واینکه تو نمیخوای یه برنامه درست برای خودت بچینی؟

*دیشب داداش وسطیم وزنش رفتن به اولین سفر بعد از ازدواجشون،رفتن مشهد.

 


  + نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389 ساعت 3:46 PM  By persian cat 
.

ندی رکورد زد...

  

سلام جیگمیلیا خوبین؟خوش میگذره؟

دیشب در خواب ناز بودم وداشتم خواب تعقیب وگریز میدیدم!من بدو فروشنده های حیوونای خونگی بدو!که در این میان فک کنم روح گرامی بنده متوجه ندی خانم شدند وبا شدت هرچه تمامتر به بدن بنده داخل شدن منتظرواز شدت شوک وارده من بیدار شدم!کلافهدیدم صدای تپ تپ میاد رو فرش!گفتم حتما ندی!کورمال کورمال نگاه کردم دیدم بعله خانم هستن،رفتم چراغ رو روشن کردم گرفتمش(هی میپرید ترسیده بود)بردمش تو انبارش گذاشتمش تو قفس دستام رو شستم خوابیدم!تا گذاشتمش تو قفس از شدت گشنگی شروع به خوردن کرد وگردوش رو گرفته بود به دندون صدا تولید میکرد.ایشون این دفعه رکورد زدن وبعد از 8روز پیدا شدنصبح هم براش غذا گذاشتم خواب بود تا بوی کاهو به مماغش خورد دووید اومد شروع کرد به خوردن.لاغر شدنش کاملا محسوس بود.خانم خیلی هم خودش رو لوس میکنه همچین با ناز میخوابه که نگید.خلاصه ندی خانم هم پیدا شدن.

چهارشنبه عصر:اوج خفت بود اساسا.فک کنید کتاب کارگاه هنرتون رو برمیدارید میرید توی حیاط میخونید واز شانس گندتون فراموش میکنید بیاریدش داخل وهمونجا رو تخت میمونه وشب که شما تو خونه هستید پدر گرامی میرن تو حیاط واز شانس گند کتاب رو برمیدارن میارن داخل شروع میکنن یه مقدارش رو میخونن وبسی خوششون میاد وناگهان جو میگیرتشون که از شما بپرسن!یعنی بدتر از این نمیشدWhoop De Doo.بابام میپرسید من مثلا یکم فک میکردم اینجوری میشدم بعدش،آخر سر گفت فک نکن میتونی سر من رو شیره بمالی همش سرگرم کام وخرگوش هستی بشین بخون یه ماه دیگه وقت داری و بالاخره شکنجه سوال پرسیدن تموم شد.

 


  + نوشته شده در  یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت 4:25 PM  By persian cat 
.

اه...

  تف به ذات بلاگفا!دوساعت شکلک وعکس گذاشتم همش پرید.
  + نوشته شده در  یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت 4:0 PM  By persian cat 
.

نژادهای همستر...

  

۱ - همستر سوری Syrian Hamster
این نژاد به همستر طلایی معروف است و از آنجایی که به اعتقاد خیلی‌ها وی مناسب‌ترین همستر برای کودکان محسوب می‌شود، بیش از سایر نژادها به عنوان حیوان خانگی مطرح گشته است. این نژاد بسیار منزوی است. طول آن تا 20 سانتیمتر نیز می‌رسد. از سایر ویژگی‌های ظاهری حیوان می‌توان به پاهای بدون موی آن، جیب‌های گونه‌ای حجیم و تنوع رنگی زیادش اشاره کرد. همستر سوریه‌ای به راحتی اهلی و رام گشته و حداکثر طول عمر آن 5/2 سال است.

 

 


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  جمعه 31 اردیبهشت1389 ساعت 3:43 PM  By persian cat 
.

تولدها وعدم پیدا شدن ندی خانم...

  

سلام جیگمیلیا خوبین؟خوش میگذره؟

خوب اول از همه بگم که ندی خانم هنوز یافت نشدن وتوی آبشی موندگار شدن با وجود اینکه همه اعضای خونه رفتن حمام!پریشب یه تیکه بسکویت گذاشتم تو حمام صبح دیدم در آبشی روش نیست تکه بسکویت هم نیست!خیلی زرنگ پدر صلواتی!حسابی بهش خوش میگذره!جای تاریک وخنک!

*امروز تولد کاملیا عزیزی!قلبونش بلم بچمون 9ساله شد الکی الکی!چه زود میگذره!وقتی دنیا اومد من اواخر سال پنجم دبستان بودم!یه نی نی ناز وبانمک که 2ماه تموم تو خونه ما موندگار شدن با مامانش وبنده رو هم از اتاقمون انداخته بودن بیرون!منم تو کف بغل کردنش بودم.یه سری خواستم بغلش کنم خواهرم رو مبل بود من پایین اومدم بگیرمش نزدیک بود از دستم بیوفته!خدا رحم کرد.وقتی شروع به حرف زدن کرده بودBaby Girlخیلی بامزه بود مثلا:

آَشخپسونه =آشپزخونه

کندسی=صندلی

توصری=صورتی

   

* کاملیا ومحمد*

                   

*کاملیا جیگری*

 

*عکس عیدامسالش*

وقتی بچه بود موهاش فرفری بود(حلقه ایی)خودش میگفت فلفلی!Heart Smileیه بار خواهرم ازش پرسید چرا موهات فرفری؟گفت کداکواسته!(خدا خواسته)وقتی ازش میپرسیدی اسمت چیه؟ اسم شناسنامه اش رو میگفت!میگفت ملیم دُل دُلی!(مریم گل گلی!)

تولدت مبارک کاملیا عزیزی من!

*27 اردیبهشت هم تولد داداش بزرگم بود که اومد اینجا ودور همی با یه کیک وچندتا کادو جشن گرفتیم!(خونوادش نبودن،خودش میخواست بره تهران ماموریت)


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 3:34 PM  By persian cat 
.

باز هم ندی گم میشود...

  

 

سلام علیکم خوبین بکس؟

ندی خانم بازم گم شده یعنی بهتر از این نمیشه دیگه!به نظر شما میشه؟!!نه دیگه نمیشه خواهرم نتونست بچه داری کنه در قفس بچه رو باز گذاشته وفقط قفل رو انداخته روش وبا خودش هم گفته این بارچه راحت بسته شده قفله ودرنتیجه ندی خانم گم شده وهنوز خبری ازش نیست!از شب جمعه تا حالا ایشون غیب شدن!


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  یکشنبه 26 اردیبهشت1389 ساعت 10:15 PM  By persian cat 
.

جیمی وخرگوش های تازه وارد...

   سلام جیگمیلیا خوفین؟خوشین؟خوش میگذره؟

اول نوشت : این پست یه نمه بی ادبانه است دیگه ببخشید شما!


بقيه حرفام...
  + نوشته شده در  پنجشنبه 23 اردیبهشت1389 ساعت 2:6 AM  By persian cat 
.

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا